گنج غزل
(طلوع ستاره عشق)!

(((((((((((((((مريم حيدرزاده تولدت مبارک)))))))))))))))

چون شبستان ميرسد٬باد و باران ميرسد!

بوی مريم هم هنوز٬در گلستان ميرسد!

فصل پائيز است هنوز٬عشق سحرخيز هنوز!

چون شکوفه مريمی٬ماه آبان ميرسد!

گفت سلام و صد درود٬قصه ی عشق را چه بود!

گر تحمل باشدت٬دل به جانان ميرسد!

هر کسی با يار خود٬در بر دلدار خود!

گر نباشد پيش تو٬بوی ياران ميرسد!

ما که عشق افروخته ايم٬خود درونش سوخته ايم!

بوی اين پيغام ما٬تا به ايوان ميرسد!

ما همه ديوانه ايم٬از ازل بيگانه ايم!

بعد ما هم همچنين٬صد هزاران ميرسد!

اين دلان عاشق نبود٬قصه ی سرّش چه بود!

يا به رب العالمين٬يا به يزدان ميرسد!

مريم جان شمع است و ما٬همچنان پروانه ايم!

رنگ اين احساس ما٬تا به ايران ميرسد!

((رهگذر))


گل مريم هميشه شاد باشد!

مثال صورتش مهتاب باشد!

بروی چرخ گردون گر بگردی!

گل مريم به هر جا تاق باشد!

به هنگام شکفتن گر ببينی!

ز عطرش هر کسی شاداب باشد!

گر اين جشن تولد مريم ماست!

در اين جشنش همه آزاد باشد!

از اين گلشن از آن گلشن که گوئيم!

ز بويش هر کسی سيراب باشد!

چه بسيار مردمان بر ديدن او!

برای ديدنش بيتاب باشد!

بگوئيم اين سخن با مريم خود!

برايش اين دعاها زياد باشد!

خدايا آن مرادش حاصلش کن!

درون سينه اش گر راز باشد!

الهی آن اجابت سرعتی ده!

که سرعت را همانند باد باشد!

چنان خوشبختی آور تو بسويش!

که يک نام تو را رزاق باشد!

((رهگذر))

مصاحبه خانم مريم حيدرزاده(۱)      www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2004/11/041103_she-maryam-heidarzadeh.shtml

مصاحبه خانم مريم حيدرزاده (۲)  www.bbc.co.uk/persian/interactivity/guest/story/2005/06/050630_h_haydarzadeh.shtml

مصاحبه خانم مريم حيدرزاده(۳)(سالگرد تولد) www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/11/051125_7thday_bs_maryam.shtml 

 

رهگذر (            )

شعر از نویسنده وبلاگ (گنج غزل) می باشد.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

موقعیت نماز در دین, مثل موقعیت سر در بدن است.

راستی, ارامش است و دروغ اضطراب.

قران, ثروتی است که فقر ندارد و هدایتی است که گمراهی ندارد.

ایمان به قضا و قدر, غم و غصه را برطرف کند.

زهد در دنیا, اسایش قلب و بدن است. 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٢٩ - رهگذر

(ببار باران)....عاشقترين عاشق(مريم و مادر)!

ببار باران٬ببار باران!که مريم قصه ميگويد!

ببار باران٬ببار باران!که مريم ياری ميجويد!

 حديث اين دل مريم از آن شمع خموش جوئيد!

که در تاريکی شبها چرا پروانه ميگويد!

ببار باران بر اين بوستان بروی اين گل مريم!

که از باران بر اين بوستان ز مريم غنچه ميرويد!

ندای وادی عشق را بر اين بوستان زند مريم!

که از مريم بر اين بوستان نسيم عشق میپويد!

هر آنکس که گذر کرده از اين راه و ازاين بوستان!

به هر گل ميرسد ليکن گل مريم ميبويد!

بيا جانا درين بوستان حديث عشق اگر جوئی!

که مريم در دل بوستان حديث عشق ميگويد!

بخوان باران٬بر اين ياران!حديث ليلی و مجنون!

نمای چشم ليلی باش ز مجنون قصه ميگويد!

((رهگذر))


آنکس که دلش ميلی به ميخانه ندارد!

عاشق نبود صحبت پيمانه ندارد!

مريم که بُود عاشق و دلسوخته عشق!

جائی بجز اين در ميخانه ندارد!

با کس که نگويد دل غمديده خود را!

ياری بجز مادری فرزانه ندارد!

در موسم باران که رود در زير باران!

ديگر دل او صحبتی در خانه ندارد!

مريم که درين ميکده عشق نشسته!

همراه دل خود بجز مادری جانانه ندارد!

عاشق که چو سوزد درين گرده هستی!

مانند شمعی است که پروانه ندارد!

آنان که دل عاشق دلسوخته گيرند!

گنجيست که در گوشه ويرانه ندارد!

عاشق چو کشد رنج و عذابی به ره عشق!

فرقی که با مجنون ديوانه ندارد!

((رهگذر))

رهگذر (            )

شعر از نویسنده وبلاگ (گنج غزل) می باشد.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

قسم دروغ در معامله, سبب نابودی مال و بی برکتی کسب است.

علمی که سود ندهد, چون گنجی است که خرج نشود.

ان که بخورد و شکر کند, اجر کسی دارد که روزه گیرد و صبر کند.

نماز, پایه ی تقرب هر پرهیزکار است.

فاصله ی بین بنده و کفر, ترک نماز است.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٢۸ - رهگذر

نجوای دل مريم!

بنام آن خدا وند دل و جان!

که رازم را نبود از او پنهان!

خدايا اين دل ديوانه من!

که بی يارم شود غمخانه من!

ببار باران که اين ميخانه ماست!

که در دشت جنون ويرانه ماست!

خدايا اين دلم ياور نداره!

که در پيمانه اش ساغر نداره!

خدايا اين دلم ديوانه اوست!

که در درد درون افسانه اوست!

نگه کن بر دل غمديده من!

که اشکم ميرود از ديده من!

خدايا چهره ام را لاله گون است!

چرا در عاشقی درس جنون است؟

نگه کن اين دلم تنها و خسته!

به غير از يار خود پيمان نبسته!

خدايا اين دلم آزرده اوست!

ولی با اين همه آزاده اوست!

ندارم از غمم ديگر نشانی!

که دنيا را شود آخر زمانی!

ز آدمها همی حساب گيری!

ندای اين دل بيداد گيری!

که اين مريم سراپا بنده توست!

که از عشقت دلم سر زنده توست!

((رهگذر))

رهگذر (              )

شعر از نویسنده وبلاگ (گنج غزل) می باشد.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

صبر هنگام صدمات, بهتر است.

سن بین شصت و هفتاد, جولانگاه مرگ است.

خدعه و فریب, در اتش است.

سرانجام سوگند, یا تخلف است یا پشیمانی.

قسم دروغ, خانه ها را خالی می گذارد.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٢٦ - رهگذر

گلشن بدون مریمم خاکستری از آتش است......رنج و عذاب عاشقان آه ای خدا دیگر بس است!

(((مریم عاشق)))

مریم ای مریم صادق٫مریم ای گل شقایق!

یه نسیمی توی دنیا٫مریم ای مریم عاشق!

انگاری چاره کاره٫هر زمون بارون بباره!

مریم با اون همه رویاش٫توو خیابون پا بزاره!

امون از دست زمونه٫مریم رو نشونده خونه!

توی این دلهای عاشق٫مریم جون ورد زبونه!

هر زمستون و بهاری٫توی هر نقش و نگاری!

توی انتخاب فصلت٫پائیزو تو دوست میداری!

تو گلستونی که گلها٫از بین تک تک گلها!

عاشقون تو رو پسندید٫مریم ای مریم زیبا!

تو که گلخونه عشقی٫هنوزم توو سرنوشتی!

توی این عصر و زمونه٫قصه عشق رو نوشتی!

قدر عاشق رو ندونه٫توی این عصر و زمونه!

رمز عشقا رو میدونه٫اونی که عاشق میمونه!

امون از قصه ی دردت٫توی اون نگاه سردت!

هر زمون یادت میفته٫اونی که دیونه کردت!

عاشقی راهش همینه٫گنجی که روی زمینه!

راز دلهای عاشق رو٫خداوند همش میبینه!

اگر اون لبهات بخنده٫درو رو غمهات میبنده!

مریم ای گلخونه ی عشق٫زندگی خیلی قشنگه!

تو همون سنگ صبوری٫توی عاشقیت یه جوری!

توی این تاریکی شب٫تو همون چراغ نوری!

فکر نکن با رفتن اون٫توئی تنها و پریشون!

عاشقون باهات هم درده٫توی دنیا توی زندون!

گل امید که تو هستی٫عاشقی رو میپرستی!

توی این میکده عشق٫هنوزم یه می پرستی!

واسه تو فرقی نداره٫که زمستون و بهاره!

داری اون احساس شیرین٫وقتی پائیز رو بیاره!

اگر احساسی نباشه٫مریم جون عاشق نباشه!

از بین اون همه رنگا٫رنگ اون قرمز نباشه!

قدر عاشق رو بدونید٫قصه ی عشق رو بخونید!

با شُمام مردم دنیا٫اینقدر ظالم نمونید!

عاشقا قصه ی عشقند٫همشون تو سرنوشتند!

اگه عاشقی نبوده٫پس چرا عشق رو نوشتند؟

راز هستی رو بخونید٫تا که دنیا رو بدونید!

بدونید دنیا دو روزه٫سعی کنید عاشق بمونید!

هر کسی تو هر دیاره٫عاشقی مرزی نداره!

مثل یک بارون رحمت٫همیشه رو سبزه زاره!

قصه ی عشق رو میخونه٫این رو عاشقا میدونه!

مریم گلخونه عشق٫همیشه عاشق میمونه!

((رهگذر))

رهگذر (             )

شعر از نویسنده وبلاگ (گنج غزل) می باشد.

 

 

رسول اکرم(ص) فرمودند:

رفق و مدارا در زندگی, بهتر از بعض تجارتهاست.

تاجر بزدل, محروم است.

تاجر پر دل, سود می برد.

اخلاق نیک برکت است و اخلاق بد شوم.

رسوائی دنیا سهل تر از رسوائی اخرت است.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٢٤ - رهگذر

LOVE!

To admit I'm in love is difficult,To deny it is also difficult

To profess my love to my beloved,is so very difficult

How difficult it is to fall in love in this world

..................

When there is a pining in the heart,One waits for the beloved

all the time

Although it's an ache,One thinks of the beloved

The heart pins,clouded by questions

How difficult it is to steal a heart in this world

.................

When your gaze meets,your heart will start pounding

It won't see reason,it will suffer,Someone will leave you restless

In your dreams will appear,someone will ruin your sleep

How difficult it is to give your heart in this world

END 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٢۱ - رهگذر

از تو دورم

از تو دورم من و ديوانه و مدهوش توأم!

آنچنان محو تو گشته که در آغوش توأم!

يکدم از دل نبرم ياد دلاويز ترا!

گر چه چون عشق ز دل رفته٬فراموش توأم!

نگه گرمم و در چشم سخنگوی توأم!

هوس بوسه ام و در لب خاموش توأم!

همچو اشکی که ز جان ريخته در دامن تو!

چون صدائی که ز دل خاسته در گوش توأم!

پای تا سر همه طوفانم و آشفتگيم!

بحر پُر موجم و عمريست که در جوش توأم!

گرچه در حسرتم از دوری برق نگهت!

زنده باد ياد تو و گرمی آغوش توأم!

در دل اين شب تاريک که چون بخت منست!

تا سحر منتظر صبح بناگوش توأم!

خاطر نازکت آزرده شد از محنت من!

بار سنگينم و آويخته از دوش توأم!

((ابو الحسن ورزی))

ابوالحسن ورزی (۱۲۹۳ ه.ش)

ابوالحسن ورزی, فرزند حسین فلاح زاده به سال (۱۲۹۳ ه.ش) در تهران متولد شد. پس از تحصیلات ابتدائی وارد دانشکده حقوق شد, و در رشته قضائی موفق به اخذ درجه لیسانس شد. مدتی در وزارت دادگستری خدمت میکرد, و سالها در سمتهای مختلف بود, او نیز در وزارت دارائی خدمت کرده و وی از غزلسرایان بنام معاصر است.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

دعای بین اذان و اقامه رد نمی شود.

کسب حلال نیز واجب است اما پس از واجبات اولیه.

زنی که خرجش از همه زنان کمتر باشد, برکتش از همه بیشتر است.

مومن, ائینه ی مومن است.

مومن, برادر مومن است.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/۱۸ - رهگذر

بميرم

خواهی که بزير قدمت زار بميرم!

هر چند کنی زنده دگر بار بميرم!

دانم که چرا خون مرا زود نريزی!

خواهی که بجان کندن بسيار بميرم!

من طاقت ناديدن روی تو ندارم!

مپسند که در حسرت ديدار بميرم!

خورشيد حياتم بلب بام رسيده است!

آن به که در آن سايه ديوار بميرم!

گفتی که ز رشک تو هلاکند رقيبان!

من نيز بر آنم که از اين عار بميرم!

چون يار بسر وقت من افتاد((هلالی))

وقتست اگر در قدم يار بميرم!

((هلالی جغتائی))

هلالی جغتائی (۹۳۹ ه.ق)

هلالی جغتائی غزلسرای خوبی بود و در دوره صفویه به غزلسرایی می پرداخته است. وی مثنوی شاه و درویش را سرود.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

علمای عامل در میان خلق, امین خدایند.

سرامد حکمتها, ترس از خداست.

بهشت, خانه سخاوتمندان است.

بهشت, زیر سایه شمشیر است.

بهشت, زیر قدم مادران است.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/۱٦ - رهگذر

شاخه بشکسته ام

شاخه بشکسته ام کز برگ و بار افتاده ام!

از نگون بختی ز چشم نوبهار افتاده ام!

پايمال باغبانم در بهار زندگی!

غنچه پژمرده ام کز شاخسار افتاده ام!

بی نصيبی بين که شد گهواره من گور من!

دانه بی حاصلم در شوره زار افتاده ام!

تا ز بازار جهان گوهر شناسان رفته اند!

من که گنج گوهرم از اعتبار افتاده ام!

در گلستانی که گلچين غارت گل ميکند!

من چو اشک شبنم از چشم بهار افتاده ام!

نور خورشيدم که بر ويرانه ها تابيده ام!

پرتو شمعم که بر روی مزار افتاده ام!

از سبکباری نگردد پايمال من کسی!

سايه سروم بروی سبزه زار افتاده ام!

مايه نابودی من شعله آه منست!

در ميان خرمن خود چون شرار افتاده ام!

در فراموشی بسر آمد بهار عمر من!

چون گل صحرا ز گلشن برکنار افتاده ام!

در قبول زندگانی اختيار از من نبود!

من در اين وحشت سرا بی اختيار افتاده ام!

منزل مقصود را از من چه می پرسی؟که من!

با دو چشم بسته در اين رهگذار افتاده ام!

((ابو الحسن ورزی))

ابوالحسن ورزی (۱۲۹۳ ه.ش)

ابوالحسن ورزی, فرزند حسین فلاح زاده به سال (۱۲۹۳ ه.ش) در تهران متولد شد. پس از تحصیلات ابتدائی وارد دانشکده حقوق شد, و در رشته قضائی موفق به اخذ درجه لیسانس شد. مدتی در وزارت دادگستری خدمت میکرد, و سالها در سمتهای مختلف بود,او نیز در وزارت دارائی خدمت کرده و وی از غزلسرایان بنام معاصر است.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

انکه در صدقه از حدود تجاوز کند, مثل کسی است که منع تصدق کند.

توبه کننده با بی گناه یکسان است.

ظلم, تاریکی قیامت است.

خنده, دل را می میراند.

سیراب کردن هر جگر سوخته, اجر دارد.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/۱٠ - رهگذر

تمنا!

بخوان در چشم من نقش تمنائی که من دارم!

ببين در موی خود آشفته رويائی که من دارم!

گر آزارم دهی کز حلقه عشق تو بگريزم!

ندارد تاب رفتن ناتوان پائی که من دارم!

خدا را ای اميد من خريدار وفايم شو!

که يابد گرمی بازار٬کالائی که من دارم!

مرا از قلب بی آرام بيدارم عجب آيد!

که خوابش در نميگيرد به لالائی که من دارم!

فغان از بخت بد کز شعله های تابناک دل!

نمی يابد فروغ اين تيره شبهائی که من دارم!

خدا را همدمی کن ماه من با من که در دنيا!

نگيرد با کس الفت روح تنهائی که من دارم!

نگردد بر زبان((آزاده))را جز آرزو حرفی!

بخوان در چشم من نقش تمنائی که من دارم!

آزاده((ميمنت ذوالقدر))

ازاده, میمنت ذوالقدر (            )

اطلاعات شاعر مذکور در دسترس نمی باشد.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

امام, ضامن قرائت ماموم است و موذن امین است.

شفاعت من, برای اهل گناه کبیره ی مسلمانان است.

دست خدا, همراه جمعیت است.

سکوت, حکمت است اما کمتر کسی ان را به کار می بندد.

رزق, بیش از مرگ به دنبال انسان می دود.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٧ - رهگذر

آب حيات

آب حيات ميخورد چشم من از جمال تو!

باغ بهشت ميکند خواب مرا خيال تو!

نقش نشاط ميزند خنده بگوشه لبت!

ای دل دردمند من شيفته خصال تو!

عمر تباه و پُر شتاب اسب مراد زين کند!

چون گذرد بخاطرم نام خجسته فال تو!

باد بهار ميوزد خيز و بيا که شاخ گل!

خوار بود به چشم من بی رخ بی مثال تو!

دل ز حريم عافيت دور شده است تا رسد!

عاقبت از عنايتی در حرم وصال تو!

تا نکشد در اين قفس حسرت آسمان مرا!

باد شوم که يکنفس بوسه زنم به بال تو!

خوانده به دل فسانه ها عشوه ز شير گيريت!

تا چه فسون کند دگر شيوه چون غزال تو!

زندگيم حرام باد ار نرسم بکام دل!

ورنه چو عشق در زند تنگ بود مجال تو!

چند از اين مقال ها وين همه قيل و قالها!

باش که بزم سرد را گرم کند مقال تو!

طبع ملول من ز نو نعره شوق ميزند!

بر سر خامه ميدود باده بی ملال تو!

کی بودم غم از عدم ای قلم مسیح دم!

گر دهدم خط امان دولت لايزال تو!

شعر بر آستانه ات نقش جمال ميکشد!

بار نميدهد چرا بارگه جلال تو!

((رعدی))اگر ببوسه ای کام نگيری از لبش!

حسرت جاودان شود حاصل ماه و سال تو!

((دکتر رعدی آذرخشی))

رعدی اذرخشی (۱۲۸۸ ه.ش)

دکتر غلامعلی اذرخشی, متخلص به رعدی فرزند محمدعلی افتخار لشکر به سال (۱۲۸۸ ه.ش) در تبریز دیده به جهان گشود. از دانشگاه تهران موفق باخذ درجه لیسانس در رشته حقوق شد. مدتی در وزارت فرهنگ به خدمت پرداخت و در سال ۱۳۱۵ برای ادامه تحصیلات به اروپا رفت, و درجه دکترای ادبیات و حقوق را از دانشگاه پاریس بدست اورد. شعر معروف نگاه او از شاهکارهای معاصر ادبی ایران است. این بیت مطلع ان شعر است:

من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان......که من ان راز توان دیدن و گفتن نتوان!

رسول اکرم(ص) فرمودند:

صدقه, از مرگ بد جلوگیر است.

صدقه ی نهان, غضب خدا را خاموش کند.

صله رحم, عمر را زیاد کند.

کارهای نیک, از مرگهای بد جلوگیر است.

صدقه, اتش گناه را فرو نشاند چنان که اب اتش را.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٧ - رهگذر

درد نهان!

ميسوزم و از درد من آگاه نه ای تو!

آگاه از اين درد روانکاه نه ای تو!

عمریست که با درد نهان سوزم و سازم!

از سوخته عشق خود آگاه نه ای تو!

بنشسته بخون مردم چشمم ز غم اما!

غمخوار دل زار من ای ماه نه ای تو!

امشب من و دل محفلی آراسته داريم!

دردا که در اين بزم نه ای٫آه نه ای تو!

ياد تو مرا مونس و با ياد من ايدوست!

پيداست که يک لحظه کوتاه نه ای تو!

از آه دل زار من ای ماه بينديش!

گر بيخبر از آه سحرگاه نه ای تو! 

سعيد((نياز کرمانی))

سعید, نیاز کرمانی (           )

اطلاعات شاعر مذکور در دسترس نمی باشد.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

بلا, موکل گفتار است.

روزه, نصف صبر است.

هر چیز زکاتی دارد, و زکات تن روزه است.

دعای روزه دار رد نمی شود(اگر با شرایطش انجام گیرد).

مسواک, فصاحت را می افزاید.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٥ - رهگذر

ای صبا

ای صبا آنچه شنيدی ز لب يار بگو!

عاشقان محرم يارند ز اغيار بگو!

هم تو داری خبر از زلف گره در گرهش!

پيش ما قصه دلهای گرفتار بگو!

شرح غارتگری زلف دلاويز بکن!

وصف خون ريزی آن نرگس عيار بگو!

گوش را جونکه ز پيغام نصيبی دادی!

کی بود چشم مرا وعده ديدار؟بگو!

چون حکايت کنی از دوست من از غايت شوق!

با تو صد بار بگويم که دگر بار بگو!

تا دگر سرو ننازد بخراميدن خويش!

سخنی با وی از آن قامت و رفتار بگو!

ای صبا بنده نوازی کن و احوال((همام))!

وقت فرصت به در بندگی يار بگو!

((همام تبريزی))

همام تبریزی (۷۱۴ ه.ق)

خواجه همام الدین تبریزی از شاعران و سخنگویان نامدار اذربایجان است و در فنون نظم بخصوص در غزل سرایی استادی بکار برده و سبک سعدی را بخوبی تتبع کرده است. دیوان غزلیات وی قریب دوهزار بیت دارد و نیز منظومه ای موسوم به صحبت نامه به نام خواجه شرف الدین هارون پسر شمس الدین محمد صاحب دیوان جوینی که از ادب پروران عهد بود و همام خدمت ان بزرگ را التزام داشت, ساخته است.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

هر کار نیکی, صدقه است.

مدارای با مردم, صدقه است.

حرف خوش, صدقه است.

انچه در راه حفظ ابرو مصرف شود, ثواب صدقه دارد.

صدقه به خویشاوند هم صدقه است هم صله رحم.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٤ - رهگذر

عيد فطر مبارک و نماز و روزه همه دوستان قبول حق

روزه يکسو شد و عيد آمد و دلها برخاست!

می ز ميخانه بجوش آمد و می بايد خواست!

نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت!

وقت رندی و طرب کردن رندان پيداست!

چه ملامت بود آنرا که چنين باده خورد!

اين چه عيبست بدين بيخردی وين چه خطاست!

باده نوشی که در او روی و ريائی نبود!

بهتر از زهد فروشی که در او روی و رياست!

ما نه رندان ريائيم و حريفان نفاق!

آنکه او عالم سرّست بدينحال گواست!

فرض ايزد بگذاريم و بکس بد نکنيم!

وآنچه گويند روا نيست نگوئيم رواست!

چه شود گر من و او چند قدح باده خوريم!

باده از خون رزانست نه از خون شماست!

اين چه عيبست کزان عيب خلل خواهد بود!

ور بود نيز چه شد مردم بی عيب کجاست!

((حافظ))

حافظ (۲۷۷ - ۷۹۱ ه.ق)

شمس الدین محمد حافظ که او را لسان الغیب لقب می دهند, در اوایل قرن هشتم حدود سال (۷۲۶ ه.ق) در شیراز تولد یافت. اسم پدرش را بهاالدین نوشته اند و مادرش ظاهرا اهل کازرون بود. حافظ تحصیل علوم و کمالات را در زادگاه خود کرد و مجالس درس علما و فضلای بزرگ زمان خود را که یکی از انان قوام الدین عبدالله بود درک نمود و در علوم به مقام رفیع رسید. ابواسحاق اینجو حاکم فارس اهل عدل و داد بود و به عمران شیراز کوشید و خود از ذوق ادبی بهره مند بود لاجرم حافظ را نیز گرامی شمرد و جانب او را عزیز داشت و از اولین امرایی است که جلب نظر شاعر شیرازی را کرد و بتکرار ممدوح او واقع شد و شاعر او را با القاب (جمال چهره اسلام) و (سپهر علم وحیا) و نظایر ان ستود. بنا به روایت مولف تاریخ فرشته محمود شاه بن حسن پنجمین حکمران از سلاطین بهمنی دکن هند که علم دوست و ادب پرور بود, خواست حافظ را به دربار خویش ببرد و او را دعوت کرد و خرج راه فرستاد و خواجه این دعوت را پذیرفت و رخت سفر بربست, ولی چون به بندر هرمز رسید و سوار کشتی شد طوفانی درگرفت و شاعر شیرازی که بقدر کافی بر خشکی اشوب دیده بود, نخواست گرفتار اشوب دریا هم گردد, پس خود را به ساحل رسانید و از مسافرت پشیمان گشت. وفات خواجه حافظ به سال (۷۹۱ ه.ق) یعنی درست صد سال بعد از وفات سعدی در شیراز اتفاق افتاد و در همان قسمت شهر که شاعر از گردش و تماشای انجا دل خوش داشت و گلگشت انجا تفرجگاه او بود و مصلی نام دارد به خاک سپرده شد.

رسول اکرم(ص) فرمودند:

حج, جهاد هر ناتوان است.

طلب مال حلال, جهاد است.

دریغ داشتن علم, جایز نیست.

حاضر چیزهای می بیند که غایب نمی بیند.

دلال خیر, مثل فاعل خیر است.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۸/٢ - رهگذر